چقدر شعر بگویم دوباره برگردی؟
چقدر واژه‌ به واژه، مرا هدر بدهم؟!
چقدر تو به کسی شکل عشق تن ندهی؟
چقدر من به کسی شکل مرگ سَر بدهم؟

منم: زنی که دوقطبی‌ست، در سرش هر بار
میان شادی و غم جنگِ دائمی برپاست
چقدر من خبرِ رفتنِ تو را از شهر
به دخترانِ درونم، نفر نفر بدهم؟

بیا که باز به آغاز عشق برگردیم
به اولین قدمِ شکل‌گیریِ نطفه
به کودکانِ به دنیا نیامده در من
چقدر هر دفعه قولِ یک پدر بدهم؟!

□ □ □
شبیه یک زندان‌بان شبی اسیرم را
بدونِ فکر فراری دهم به سمتِ خروج
شبیه صاحبِ غمگینِ یک قفسْ گنجشک
برای رفتنِ از من، به تو دو پَر بدهم...



"ریحانه دولت‌پسند"